الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

19

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

آشاميدند و مشكهاى خود را از آن پر كردند . كاروان قريش وقتى كه چنين كرامت عجيب را از ناحيهء عبد المطّلب ديدند ، به عبد المطّلب گفتند : « سوگند به خدا ، خداوند ( با ايجاد اين چشمهء آب ) به نفع شما و بر زيان ما قضاوت كرد ، و سوگند به خدا از اين پس با شما در مورد چاه زمزم ، هرگز ستيز نمىكنيم ، آن خداوندى كه در اين بيابان سوزان به شما آب رسانيد ، همان خدا سقايت آب زمزم را در اختيار شما گذاشت . به مكه براى سقايت آب زمزم باز گرد كه حق با تو است » . كاروان عبد المطّلب و كاروان قريش قبل از رسيدن به نزد زن كاهنه ، به مكّه بازگشتند . عبد المطّلب به حفر و نوسازى چاه زمزم ادامه داد و در اين حفر ، دو آهوى طلائى را كه طايفهء جرهم هنگام كوچ از مكّه ، در آن چاه دفن كرده بودند ، يافت ، و چند شمشير و زره را نيز پيدا كرد و بيرون آورد . اين بار قريشيان به عبد المطّلب گفتند : ما در اين اشياء با تو شريك هستيم . عبد المطّلب به آنها پيشنهاد كرد كه از طريق قرعه ، مسأله را حل كنند ، آنها از چگونگى قرعه پرسيدند . عبد المطّلب گفت : در قرعه ، سه بخش را در نظر مىگيريم : 1 - نام كعبه 2 - نام شما 3 - نام من ، قرعه به نام هر كس اصابت كرد ، اشياء مورد اصابت از آن او خواهد بود . قريشيان گفتند : با ما به انصاف رفتار كردى و اين پيشنهاد خوبى است ، آنگاه قرعه كشى كردند ، دو آهوى طلائى به نام كعبه اصابت كرد ، و شمشيرها و زره‌ها به نام عبد المطّلب اصابت كرد ، ولى براى قريشيان چيزى اصابت نكرد . عبد المطّلب شمشيرها را فروخت و براى كعبه درى ساخت و آن دو آهوى طلائى را در درون كعبه گذاشت « 1 » و اين نخستين طلائى بود كه كعبه با آن زينت داده

--> ( 1 ) بايد توجه داشت كه شاهان ساسانى اموال و جواهرات نفيسى به رسم هديه ، براى كعبه فرستاده